خدای من

برای تو

یکی برای تو
یکی برای خودم
یکی به یاد لحظه های با تو بودنم
یکی برای مرگ لحظه های بی تو بودنم
یکی برای ترک بد مستی امشبم
یکی برای مستی و ز یاد بردنم
یکی برای هوس
یکی برای لذت دوباره خوردنم
پیاله پیاله می خورده ام
نبودی ببینی چگونه در هوای تو بوده ام
نشد فراموش یاد تو با یکی یکی خوردنم
دوباره از اول
یکی برای تو
یکی برای…

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393ساعت 10:20  توسط sahar  | 

قاری قرآنی که اهل جهنم شد!

یک چهارم از شب گذشته بود که امیر مومنان علی(علیه السلام) از مسجد کوفه بیرون آمد و به سوی منزل رهسپار گردید. کمیل بن زیاد که از اصحاب خاص و مخلص آن حضرت بود، همراه آن حضرت حرکت می کرد، در راه به در خانه مردی رسیدند، صدای قرآن از خانه وی شنیدند.

او نیمه شب برخاسته بود و قرآن می خواند، علی(علیه السلام) و کمیل شنیدند او این آیه را با صدای دلنشین و پرسوز می خواند: «امّن هو قانت آناء اللّیل ساجداً و قائماً یحذر الاخره و یرجو رحمه ربّه...؛ آیا کسی که در دل شب به اطاعت خدا و سجده و قیام به سر برد و از آخرت ترسان و به رحمت خدا امیدوار است، با کسی که با گناه و کفر زندگی می کند یکسان می باشد؟!» (۱)

کمیل در دل خود آهی کشید. صدای دلنشین قرآن، آن هم در دل شب و از لبان یک انسان شب زنده دار، او را به نشاط آورد، ولی چیزی نگفت.امام به کمیل توجه کرد و فرمود: «صدای دلنشین این شخص تو را نفریبد، این قاری قرآن، ازاهل جهنم است که به زودی راز این مطلب را به تو خبر خواهم داد».

کمیل در حیرت و تعجب فرو رفت، از این رو که امام (علیه السلام )از فکر و نیّت او آگاه گشته و گواهی می دهد که آن قاری قرآن از اهل دوزخ است!!

مدتی از این جریان گذشت، تا این که ماجرای خوارج نهروان پیش آمد و آنها بر ضد علی (علیه السلام) اعلام جنگ کردند و در سرزمین نهروان، جنگ خونینی بین سپاه علی (علیه السلام) با سپاه خوارج درگرفت و همه خوارج ـ جز ۹ نفر فراری ـ کشته شدند.

کمیل در جبهه همراه علی (علیه السلام) بود، علی (علیه السلام)در حالی که از شمشیرش خون می چکید، به کمیل رو کرد و فرمود: با من بیا سپس هر دو نفر به اتفاق هم کنار کشته ها و سرهای بریده که به زمین افتاده بود رفتند، علی (علیه السلام) سرشمشیرش را بر سر کشته ها می نهاد، تا این که نوک شمشیر را بر سر همان قاری قرآن نهاد و فرمود: ای کمیل امّن هو قانت آناء اللّیل... این سر همان شخصی است که نیمه شب این آیه قرآن را می خواند و تو را مجذوب ساخته بود.کمیل امام را بوسید و از آرزوی جاهلانه خود استغفار کرد.(۲)

اینک به نهج البلاغه بنگریم:

امام علی( علیه السلام) شنید، مردی از خوارج «حَروُریّه» (منسوب به حروراء نزدیک نهروان) نماز شب خوانده و قرآن تلاوت می کند، فرمود: «نومٌ علی یقینٍ خیرٌ من صلاه فی شکِّ؛ خواب همراه یقین و ایمان، بهتر از نماز با شک است».(۳) احتمال دارد که این گفته مربوط به همان قاری باشد که در جنگ نهروان به هلاکت رسید.

مقصود امام علی( علیه السلام ) از شك، آن شك و تردیدى است كه خوارج در امامت امام وقت داشتند كه خود اساس تعلیم عبادات و كیفیّت انجام آنها است، كه آگاهى بدان ركنى از اركان دین مى‏باشد و شك و تردید در آن باعث عدم استفاده از آن و شكّ در بسیارى از نیازمندیها از قبیل علم توحید و اسرار عبادات و كیفیّت سلوك و اطاعت پروردگار است.(۴)

در اینجا گویا مقصود امام اینست که اگر این مرد به امامت من یقین داشت و در خواب بسر می برد بهتر از این بود که با شک در امامت من به نماز و قرآن بپردازد.

واقعیت زندگى امت گواه نیاز مبرم آن به كسى است كه امور آن را بگرداند و مسائل مختلفى را كه هوسها و شهوات آن را ازدین دور كرده اند اصلاح كند و از هـمـیـن رو به كسى نیازمند است كه در پرتو كتاب و سنت امور آن را سامان دهد و با شخصیت بـزرگـوار و رفـتـار بـدون نـقص خود الگویى براى ایشان ترسیم كند و این كه در نفس پاك خود آمـادگى پرداختن به این وظایف را داشته باشد و چنین كسى جز از سوى خدا و تعیین او شناخته نـمـى شـود تـا در میان امت، آشفتگى ایجاد نشود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393ساعت 10:20  توسط sahar  | 

داستان آهنگر..

آهنگری بود که با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عمیقا” به خدا عشق می ورزید. روزی یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت از او پرسید:
تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیب می کند دوست داشته باشی؟

آهنگر، سر به زیر آورد و گفت:
وقتی می خواهم وسیله ای آهنی بسازم یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم. سپس آن را روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دلخواهم درآید. اگر به صورت دلخواهم درآمد، می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود. اگر نه، آن را کنار می گذارم. همین موضوع باعث شده است که همیشه به درگاه خداوند دعا کنم که خدایا! مرا در کوره های رنج قرار ده، اما کنار نگذار!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393ساعت 9:18  توسط sahar  | 

اندوه فاصــــله

چه دیــر به دیــر به خواب زندگی ام می آیی !

نمی دانی

که من دلواپســی هایم را

با رویـــــاهای تــــو رنگ می زنم ؟!

نمی دانی که اندوهـــــم

با خیــال تـــو  می آمیــزد ...

تا غــزل غــزل ترانه شود ؟!

تو خـوب می دانی

خـوب من !

خوب می دانی ...

که در اندوه فاصــــله

پنجــــره ی اتاقم باز نمی شــود

حتی

تا هوای تازه بنوشـــــم ...!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392ساعت 9:18  توسط sahar  | 

ﻣﺜﻞ ﺗﻮ ...

ﻣﻴﺪﻭﻧﻲ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺹ ﮐﻴﻪ؟؟؟
 
 ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺹ ﮐﺴﻴﻪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻣﻴﺪ ﭘﻴﻐﺎﻣﺶ ﺁﻧﻼﻳﻦ ﻣﻴﺸﻲ ...

 
 ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺹ ﮐﺴﻴﻪ ﮐﻪ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﭘﺴﺘﺶ ﻣﻴﮕﺮﺩﻱ

ﺗﺎ ﻻﻳﮑﺶ ﮐﻨﻲ ...

  ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺹ ﮐﺴﻴﻪ ﮐﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺗﺄﻳﻴﺪﺵ ﻣﻴﮑﻨﻲ ﭼﻮﻥ

"" ﺩﻭﺳﺘــــﺶ ﺩﺍﺭﻱ ...""

  ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺹ ﮐﺴﻴﻪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻗﺸﻨﮕﺘﺮ ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻴﺶ ...


  ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺹ ﻛﺴﻴﻪ ﻛﻪ ﺗﻮ ﻻﻳﻜﺎﺕ ﺍﺳﻤﺶ ﻳﻪ ﺩﺭﺧﺸﺶ ﺧﺎﺻﻲ

ﺩﺍﺭﻩ ...

  ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺹ، ﺧﺎﺻﻪ ...

ﻣﺜﻞ ﺗﻮ ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1392ساعت 15:56  توسط sahar  | 

اس ام اس

کــــــاش مـخــــــابـــرات

یـــه روز صـبــــح بـهـــت اس ام اس مـیــــداد:

مشترک محترم و عزیز ما،
شما قبلا در طول روز فلان شماره رو دویست بار میگرفتی

اس ام اس که حرفش رو نزن،

اینقدر زیاد بود که ما حساب کتابش از دستمون در میرفت

حتی بعضی اوقات اس ام اس هاتون اینقدر خوشگل بود
که برا خودمون سیوش میکردیم

حتی یه شب، ( پاییز بود فکر کنم)، اینقدر حرفای خوشگل خوشگل میزدین و ما هم هی گوش میدادیم

که پای تلفن خوابمون برد،
یادمون رفت بقیه پول تلفن شما رو حساب کتاب کنیم

حالا مشترک
حالا مشترک محترم و عزیز،
چی شده که این روزا دیگه خبری ازت نیست؟
چیزی شده؟
چرا اون شمارهه رو دیگه نمیگیری؟
یه اس ام اس خالی هم حتی نمیدی

منِ مخابرات،

اون دوره رو باهاتون زندگی کردم،

حقمه که بدونم


تو هم اس ام اس بدی بگی:
بیخیال رفیق،
این روزا هم میگذره.....

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1392ساعت 15:55  توسط sahar  | 

اثرات همدلـــي

1) عامل پيشگيري بسياري از رفتارهاي ناخوشايند مي شود.

۲) در طرفين احساس خوشايند و مثبت به وجود مي آورد.

۳) فرد را از احساس تنهايي نجات مي دهد.

4) موجب اخذ تصميم هـــاي صحيح تر مي شود.

۵) از بسياري تعارضات و سوء تفاهم ها جلوگيري مـــي کند.

6) همدلــي به جا و مناسب موجب تعديل و اصلاح شناخت، احساس و رفتار مــي شود.


7) در تحکيم روابط همسران مي تواند نقش مهمــي داشته باشد. منجربه بهبود روابط مــي شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1392ساعت 10:32  توسط sahar  | 

عشق ورزی

روزی زنی , عقربی را دید که درون آب دست و پا می زند . او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد , اما عقرب انگشت او را نیش زد.

زن باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد , اما عقرب بار دیگر او را نیش زد .
رهگذری او را دید و پرسید:"برای چه عقربی را که نیش می زند , نجات می دهی" .
زن پاسخ داد:"این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم" .
چرا باید مانع عشق ورزیدن شوم فقط به این دلیل که عقرب طبیعتا نیش می زند؟
عشق ورزی را متوقف نساز . لطف و مهربانی خود را دریغ نکن حتی اگر دیگران تو را بیازارند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1392ساعت 9:49  توسط sahar  | 

روز مــــــــــــــ❤❤ـــــادر مبارک

زاده شد بود تا دختر کسی باشد...

بالید تا خواهر کسی باشد...

ازدواج کرد تا زن کسی باشد...

زاد تا مادرکسی باشد...

برای همه کسی بود و برای خودش هیچ کس ...

سلامتـــــــــــــی همه ی مامانای امروز و فردا و همه ی دختر خانومای گل

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392ساعت 15:49  توسط sahar  | 

سرکه در کاهش وزن و چاقی نقش موثری دارد

تحقیقات انجام شده در ژاپن ثابت کرده است که سرکه‌های خانگی و معمولی که اصولا برای تهیه سس سالاد و ترشی به کار می‌روند می‌توانند ژن‌های مقابله کننده با چاقی را فعال کنند.

از زمان‌های بسیار قبل سرکه به عنوان دارویی برای درمان اغلب بیماری‌ها مورد توجه بوده است. در حالی‌ که مدارک پزشکی مدرن کمتر به نقش درمانی این ماده توجه داشته است. مطالعات سال‌های اخیر ثابت کرده است که ماده شیمیایی اسید استیک که در سرکه موجود است می‌تواند در کنترل فشارخون و قند خون بسیار موثر باشد.

به علاوه یافته‌ها نشان می‌دهد که سرکه در کاهش وزن و چاقی نقش موثری دارد. محققان معتقدند که اسید استیک ژن‌هایی را فعال می‌کند که تولید کننده پروتئین خاص برای تجزیه چربی‌ها هستند. این عملکرد مانع از تجمع و انباشتگی چربی در بدن می‌شود و به طبع وزن نیز کاهش می‌یابد

افکار نیوز

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1392ساعت 9:3  توسط sahar  | 

مطالب قدیمی‌تر